ساعاتی از این روزها به سیاهی میگذرند همان هایی که پرمیشوند از بوی آدمیزاد و ساعاتی  نیز به

سفیدی میگذرندساعاتی که پر از امیدو یاد خداست پر از نورو روشنایی...

و بازهم سفیدی در کنار سیاهی و بازهم خاکستری